26 فرهنگ

فام دار

/fāmdār/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

وام‌دار؛ قرض‌دار؛ مدیون: ◻︎ فام‌داران تو باشند همه شهر دُرُست / نیست گیتی تهی از فام‌ده و فام‌گذار (سوزنی: لغت‌نامه: فام‌دار).