26 فرهنگ

غمری

/qomri/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. ناآزموده‌کاری‌.
۲. نادانی‌؛ بی‌خردی: ◻︎ هر‌آن کس که دارد روانش خرد / جهان ‌را به ‌غمری همی نسپرد (فردوسی: ۶/۸۵).