غلیان
/qalayān/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. جوشیدن آب یا چیز دیگر.
۲. جوشیدن مایع در دیگ.
۳. [مجاز] به جوشوخروش آمدن؛ به هیجان آمدن.
۴. [مجاز] جوشوخروش؛ هیجان.
۲. جوشیدن مایع در دیگ.
۳. [مجاز] به جوشوخروش آمدن؛ به هیجان آمدن.
۴. [مجاز] جوشوخروش؛ هیجان.