غزاله
/qazāle/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. (زیستشناسی) آهوبرۀ ماده.
۲. [مجاز] آفتاب: ◻︎ نماز شام که زرینغزاله در پس کوه / نهفته گشت و هوا کرد عزم مشکافشان (سلمان ساوجی: ۱۶۷).
۳. برج حمل.
۲. [مجاز] آفتاب: ◻︎ نماز شام که زرینغزاله در پس کوه / نهفته گشت و هوا کرد عزم مشکافشان (سلمان ساوجی: ۱۶۷).
۳. برج حمل.