26 فرهنگ

غرش

/qorreš/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. فریاد سهمناک؛ صدای مهیب.
۲. بانگ جانوران درنده.
⟨ غرش‌ کردن: (مصدر لازم) به غرش درآمدن؛ غریدن؛ بانگ مهیب برآوردن.
⟨ به ‌غرش‌ درآمدن: = ⟨ غرش کردن