صنوبر
/se(a)no[w]bar/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
(زیستشناسی)
۱. = سپیدار
۲. [مجاز] معشوق: ◻︎ ندانستم من ای سیمینصنوبر / که گردد روز چونین زود زایل (منوچهری: ۶۵).
۱. = سپیدار
۲. [مجاز] معشوق: ◻︎ ندانستم من ای سیمینصنوبر / که گردد روز چونین زود زایل (منوچهری: ۶۵).