شناه/šenāh/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهشنا؛ شناو: ◻︎ ای به دریای عقل کرده شناه / وز بد و نیک روزگار آگاه (منجیک: شاعران بیدیوان: ۲۴۷).