26 فرهنگ

سیستم

/sistem/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. مجموعه‌ای متشکل از عناصر مرتبط با یکدیگر که مسئول انجام کار خاصی هستند؛ دستگاه: سیستم گوارشی، سیستم بانکی.
۲. آنچه شکل، ساختار، و یا تجهیزات متفاوت یک وسیله را تعیین می‌کند: سیستم کامپیوتر.
۳. مجموعه‌ای از قواعد و اصول تثبیت شده: سیستم متری.
۴. قاعده؛ شیوه.