سکته
/se(a)kte/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. (پزشکی) عارضهای ناگهانی به دنبال مسدود شدن رگهای خونرسان قلب یا مغز که با بیهوشی، بیحسی، فلج، و یا مرگ همراه است.
۲. درنگ؛ وقفه.
۳. (ادبی) در عروض، ناهنجاری اندک و بر هم خوردن وزن شعر.
۴. سکوت نابهجا در آواز.
〈 سکتهٴ قلبی: (پزشکی) عارضهای که بهواسطۀ تنگ شدن یا بسته شدن رگهای خونرسان قلب رخ میدهد و گاه باعث مرگ میشود.
〈 سکتهٴ مغزی: (پزشکی) عارضهای که بهواسطۀ تنگ شدن، بسته شدن یا پاره شدن رگهای خونرسان مغز رخ میدهد و گاه باعث مرگ میشود.
۲. درنگ؛ وقفه.
۳. (ادبی) در عروض، ناهنجاری اندک و بر هم خوردن وزن شعر.
۴. سکوت نابهجا در آواز.
〈 سکتهٴ قلبی: (پزشکی) عارضهای که بهواسطۀ تنگ شدن یا بسته شدن رگهای خونرسان قلب رخ میدهد و گاه باعث مرگ میشود.
〈 سکتهٴ مغزی: (پزشکی) عارضهای که بهواسطۀ تنگ شدن، بسته شدن یا پاره شدن رگهای خونرسان مغز رخ میدهد و گاه باعث مرگ میشود.