سک
/sok/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. میلهای نوکتیز برای راندن چهارپایان؛ سیخونک.
۲. (اسم مصدر) [قدیمی] تکان؛ جنبش.
〈 سک زدن: (مصدر متعدی)
۱. سیخ زدن.
۲. تکان دادن.
۲. (اسم مصدر) [قدیمی] تکان؛ جنبش.
〈 سک زدن: (مصدر متعدی)
۱. سیخ زدن.
۲. تکان دادن.