سپهر شناس/sepehršenās/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمنجم؛ ستارهشناس؛ کاهن: ◻︎ شنیدهام من و بسیارکس شنیدستند / هم از سپهرشناس و هم از ستارهشمر (امیرمعزی: ۲۵۷).