سوخته خرمن/suxtexa(e)rman/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱.آنکه خرمنش آتش گرفته و سوخته باشد.۲. [مجاز] کسی که هستی خود را از دست داده؛ بینوا؛ بدبخت.