26 فرهنگ

سمل

/saml/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. کندن چشم کسی؛ کور کردن.
۲. پاک‌کردن حوض از گل‌ولای.
۳. اصلاح کردن میان مردم.