سفیداب
/sefidāb/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. گرد سفیدی که از روی و برخی مواد دیگر گرفته میشود و در نقاشی به کار میرود؛ سفیداب روی؛ اکسید روی.
۲. پودر سفیدی که زنان بهصورت خود میمالند؛ سپیده؛ سپیتاک.
〈 سفیداب شیخ (سرب): گَرد سفید و سمی مرکب از کربنات سرب و هیدروکسید سرب که مخلوط آن با روغن بزرک در نقاشی به کار میرود و مادهای سمی است. Δ تسمیۀ آن به سفیداب شیخ از آن جهت است که در اصفهان در خانوادهای به نام شیخ به طریقۀ خاصی ساخته میشده.
۲. پودر سفیدی که زنان بهصورت خود میمالند؛ سپیده؛ سپیتاک.
〈 سفیداب شیخ (سرب): گَرد سفید و سمی مرکب از کربنات سرب و هیدروکسید سرب که مخلوط آن با روغن بزرک در نقاشی به کار میرود و مادهای سمی است. Δ تسمیۀ آن به سفیداب شیخ از آن جهت است که در اصفهان در خانوادهای به نام شیخ به طریقۀ خاصی ساخته میشده.