26 فرهنگ

سزیدن

/se(a)zidan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

سزاوار بودن؛ درخور بودن؛ شایسته بودن؛ جایز بودن: ◻︎ تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج / سزد اگر همهٴ دلبران دهندت باج (حافظ: ۱۰۰۷).