26 فرهنگ

سرپاس

/sarpās/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. فرماندهِ پاسبانان؛ سردستۀ نگهبانان.
۲. [منسوخ]پایور شهربانی، برابر سرتیپ ارتش.
۳. (اسم) [قدیمی] خود آهنی؛ کلاه‌خود.
۴. (اسم) [قدیمی] سپر.