26 فرهنگ

سرشکن

/saršekan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. آن‌که سر کسی را بشکند.
۲. چیزی که سر را بشکند.
۳. (اسم) [مجاز] طرز تقسیم چیزی میان گروهی که به هرکس حصه و بهره‌ای برسد.
⟨ سرشکن کردن: (مصدر متعدی) [مجاز]
۱. پولی یا جنسی را میان جماعتی تقسیم کردن که هرکدام حصه‌ای ببرند.
۲. پول یا چیز دیگر را به همین‌ طریق از جماعتی دریافت و جمع‌آوری کردن.