26 فرهنگ

سراسر

/sarāsar/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. سرتاسر؛ از این سر تا آن سر؛ سربه‌سر؛ همه.
۲. (قید) کلاً؛ تماماً.