ستودان/sotudān/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگورستان؛ دخمه؛ مقبرۀ زردشتیان: ◻︎ سر جادوان را بکندم ز تن / ستودان ندیدند و گور و کفن (فردوسی: ۵/۳۵۳).