26 فرهنگ

ستم

/setam/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

ظلم؛ جور؛ آزار.
⟨ ستم دیدن: (مصدر لازم) = ⟨ ستم کشیدن
⟨ ستم کردن: (مصدر لازم) جوروجفا کردن؛ ظلم کردن.
⟨ ستم کشیدن: (مصدر لازم) تحمل ظلم و ستم کردن.