26 فرهنگ

ستاک

/setāk/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. شاخه‌ای که از بغل شاخۀ دیگر بروید؛ شاخۀ نورسته.
۲. شاخۀ راست درخت: ◻︎ بار دیگر بر ستاک گلبن بی‌برگ‌وبار / افسر زرین برآرد ابر مرواریدبار (ازرقی: ۲۳).