26 فرهنگ

زودیاب

/zudyāb/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. زودیابنده.
۲. تیزهوش؛ هوشیار؛ باهوش؛ تیزفهم؛ تندفهم: ◻︎ همی‌بود تا زرد گشت آفتاب / نشست از بر بارۀ زودیاب (فردوسی: ۶/۴۲۶).