26 فرهنگ

زهانیدن

/ze(a)hānidan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. گشادن و بیرون آوردن آب از شکاف چیزی.
۲. باز کردن درز یا شکاف باریک در جوی یا چشمه که آب از آن بتراود: ◻︎ صد سبو را بشکند یک پاره‌سنگ / وآب چشمه می‌زهاند بی‌درنگ (مولوی: ۶۶).