زنهارخواری/zenhārxāri/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبدعهدی؛ پیمانشکنی: ◻︎ ولیکن بود صحبت زینهاری / نکردند از وفا زنهارخواری (نظامی۲: ۳۰۰).