26 فرهنگ

زنجاب

/ze(o)njāb/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. زنج درخت که سفت نشده باشد.
۲. هر مایعی که شبیه لعاب زنج و چسبناک باشد.
۳. (پزشکی) ترشح بعضی از زخم‌های پوستی.