زنجاب/ze(o)njāb/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. زنج درخت که سفت نشده باشد.۲. هر مایعی که شبیه لعاب زنج و چسبناک باشد.۳. (پزشکی) ترشح بعضی از زخمهای پوستی.