زناشوهری
/zanāšo[w]hari/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. زنوشوهری؛ زناشویی.
۲. زنوشوهر شدن: ◻︎ این دو نوا کز پی رامشگریست / خطبهای از بهر زناشوهریست (نظامی۱: ۴۲).
۲. زنوشوهر شدن: ◻︎ این دو نوا کز پی رامشگریست / خطبهای از بهر زناشوهریست (نظامی۱: ۴۲).