25 فرهنگ

زمی

/zami/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

زمین: ◻︎ دَرِ معرفت دیدۀ آدمی‌ست / که بگشوده برآسمان و زمی‌ست (سعدی۱: ۱۷۷)، ◻︎ هرگل رنگین که به باغ زمی‌ست / قطره‌ای از خون دل آدمی‌ست (نظامی: ۷۱).