26 فرهنگ

زرکوب

/zarkub/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. کسی که پیشه‌اش طلاکوبی یا طلاکاری است.
۲. (صفت مفعولی) زرکوبیده؛ چیزی که روی آن طلاکوبی شده.