زرکوب/zarkub/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کسی که پیشهاش طلاکوبی یا طلاکاری است.۲. (صفت مفعولی) زرکوبیده؛ چیزی که روی آن طلاکوبی شده.