26 فرهنگ

زخمه

/zaxme/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

وسیلۀ کوچک فلزی که با آن سیم‌های ساز را به صدا درمی‌آورند؛ مضراب؛ زخ: ◻︎ ما چو چنگیم و تو زخمه می‌زنی / زاری از ما نه تو زاری می‌کنی (مولوی: ۵۹).