رژد
/ražd/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. پرخور؛ بسیارخوار.
۲. حریص: ◻︎ ز دیدار خیزد هزار آرزوی / ز چشم است گویند رژدی گلو (ابوشکور: شاعران بیدیوان: ۱۰۷).
۲. حریص: ◻︎ ز دیدار خیزد هزار آرزوی / ز چشم است گویند رژدی گلو (ابوشکور: شاعران بیدیوان: ۱۰۷).