26 فرهنگ

روین

/ruyan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. = روناس: ◻︎ آنجا که حسام او نماید روی / از خون عدو شود گیا روین (عسجدی: لغت‌نامه: روین).
۲. ریشۀ سرخ‌رنگ این گیاه که در رنگرزی به کار می‌رود.