26 فرهنگ

رواج

/ravāj/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. روا شدن؛ روایی ‌یافتن؛ روان بودن.
۲. در جریان دادوستد بودن پول و کالا.
۳. (صفت) روا؛ روان.