26 فرهنگ

ذوبحرین

/zubahreyn/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

در بدیع، شعری که در دو بحر از بحور عروضی خوانده شود، مانند این شعر: بیاض عارض تو در سواد طرۀ پرخم / به‌سان غرۀ روز است طالع از شب پرچم. که هم در بحر مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن و هم به بحر مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن خوانده می‌شود؛ ملون؛ ذووزنین.