26 فرهنگ

دیریاز

/diryāz/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

دیریازنده؛ دراز؛ طولانی: ◻︎ پراندیشه بود آن شب دیریاز / چوخورشید بنمود تاج از فراز (فردوسی: ۲/۸).