دیریاز/diryāz/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدیریازنده؛ دراز؛ طولانی: ◻︎ پراندیشه بود آن شب دیریاز / چوخورشید بنمود تاج از فراز (فردوسی: ۲/۸).