26 فرهنگ

دیرنده

/dirande/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

طولانی؛ دیرکننده؛ دیرپای: ◻︎ چو پاسی از شب دیرنده بگذشت / برآمد شعریان از کوه موصل (منوچهری: ۶۶).