26 فرهنگ

دیده

/dide/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. نگاه‌کرده‌شده؛ مشاهده‌شده.
۲. (اسم) [قدیمی، مجاز] مردمک چشم.
۳. (اسم) [قدیمی، مجاز] چشم.