26 فرهنگ

دوسیده

/duside/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

چسبیده؛ چیزی که به چیز دیگر چسبیده باشد: ◻︎ چو الماس دوسیده شد بر کباب / به جنبش درآمد ز هر سو عقاب (نظامی۶: ۱۱۱۸).