26 فرهنگ

دندان مزد

/dandānmozd/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. مزد دندان؛ مزد خوردن چیزی.
۲. پولی که پس از مهمانی و اطعام به مهمان مستمند بدهند.