26 فرهنگ

دستارخوان

/dastārxān/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. سفره؛ سفرۀ بزرگ.
۲. دستمال سر سفره.
۳. نواله؛ دست‌خوان: ◻︎ به من داد ازاین گونه دستارخوان / که بر من جهان‌آفرین را بخوان (فردوسی: ۳/۳۷۵).