درگیر
/dargir/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
گرفتار؛ گیرافتاده.
〈 درگیر شدن: (مصدر لازم)
۱. گرفتار شدن.
۲. آغاز شدن زدوخورد.
۳. افروخته شدن آتش جنگ و نبرد.
〈 درگیر شدن: (مصدر لازم)
۱. گرفتار شدن.
۲. آغاز شدن زدوخورد.
۳. افروخته شدن آتش جنگ و نبرد.