26 فرهنگ

داغ دار

/dāqdār/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. دارای داغ؛ چیزی که در آن اثر داغ و لکه باشد.
۲. [مجاز] داغ‌دیده؛ مصیبت‌زده.