26 فرهنگ

داش

/dāš/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. کوره‌ای که در آن خشت‌های خام یا ظرف‌های گلی را بر روی هم می‌چینند و حرارت می‌دهند تا پخته شود؛ کورۀ آجرپزی؛ کورۀ کوزه‌گری؛ آتش‌خانه: ◻︎ زاهد خام خویش‌بین هرگز / نشود پخته گر نهی در داش (عطار۵: ۳۴۸).
۲. آتش‌گاه حمام؛ تون.