26 فرهنگ

خیرگی

/xiregi/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. خیره بودن: خیرگی چشم.
۲. گستاخی؛ بی‌شرمی.
۳. لج‌بازی؛ [قدیمی] خیره‌سری.