خیره سر/xiresar/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهخودسر، لجباز، و گستاخ: ◻︎ زود باشد که خیرهسر بینی / به دو پای اوفتاده اندر بند (سعدی: ۱۵۷).