خودفروشی/xodforuši/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. خودفروش بودن؛ عمل خودفروش: ◻︎ بر بساط نکتهدانان خودفروشی شرط نیست / یا سخن دانستهگو ای مرد بخرد یا خموش (حافظ: ۵۷۸).۲. خودنمایی؛ خودستایی؛ لافزنی.