خماندن/xamāndan/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهخم کردن؛ خم دادن؛ کج کردن: ◻︎ خماند شما را همان روزگار / نماند خمانیده هم پایدار (فردوسی۱/۱۱۳).