خلالوش
/xalāluš/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. شوروغوغا؛ سروصدا.
۲. فتنه؛ آشوب: ◻︎ گرد گل سرخ اندر خطی بکشیدی / تا خلق جهان را بفکندی به خلالوش (رودکی: ۵۰۳).
۲. فتنه؛ آشوب: ◻︎ گرد گل سرخ اندر خطی بکشیدی / تا خلق جهان را بفکندی به خلالوش (رودکی: ۵۰۳).