26 فرهنگ

خطر

/xatar/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. آنچه مایۀ تلف شدن کسی یا چیزی است.
۲. [قدیمی] بلندی قدر و مقام؛ شرف؛ بزرگی: ◻︎ از خطر کردن بزرگی و «خطر» جویم همی / این مثل نشنیده‌ای کاندر خطر باشد «خطر» (امیرمعزی: ۳۳۳).
۳. (اسم مصدر) [قدیمی] نزدیکی به هلاک.
۴. [قدیمی] خطا؛ اشتباه.