26 فرهنگ

خرنبار

/xarambār/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

مجرمی که برای عبرت دیگران سوار خر کرده و در شهر می‌گرداندند: ◻︎ یکی مؤاجر بی‌شرم و ناخوشی که تو را / هزار بار خرنبار بیش کرده عسس (لبیبی: شاعران بی‌دیوان: ۴۸۶).