25 فرهنگ

خام دست

/xāmdast/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

تازه‌کار؛ بی‌تجربه: ◻︎ نشاید دید خصم خویش را خرد / که نرد از خام‌دستان کم توان برد (نظامی۲: ۲۰۲).