خام دست/xāmdast/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهتازهکار؛ بیتجربه: ◻︎ نشاید دید خصم خویش را خرد / که نرد از خامدستان کم توان برد (نظامی۲: ۲۰۲).